![]() |
![]() |
|
| ای کاش می توانستم تو باشم... اگر می توانستم تو باشم ... تمام جهان بودم.... |
|
این پست تقدیم می شود به دخترعزیزم نازنین که پست قبلی را گلباران کرد
کوچکتر از کوچک با بزرگترين
کجا هستي؟ جوابم را چرا نمی دهی ؟ به خدا می گفتم *** خوابيده بودم خدا گفت *** از خدا پرسیدم : مگر تو هم می خوابي؟ ؟؟؟؟؟ همانگونه که تو مگر نمی دانستی .... ..... مگر نمی دانستی من تو را از روی خودم خلق کرده ام خدا می گفت *** تکرار کرد تکراری در سکوت و این گونه ادامه داد ... گاه آفريدنت آينه را روبرويم گذاشته بودم ... می دانستم که شيطان سعی می کند در روانت رسوخ کند به اختيار خودت گذاشتم تقابل يا تسليم *** دیگرباره از خدا پرسیدم... مگر تو مثل مني؟ ..... مگر تو هم هر شب مثل من می خوابي؟ ؟؟؟؟؟؟؟ .... .. . مثل تو هستم من .... ولی در عجبم چرا اينقدر سئوال می کنی ... چرا نمی گذاری برای لختی بخوابم؟ ؟؟؟؟؟؟؟ *** از خدا پرسیدم : چقدر می خوابي؟ ؟ جواب داد بيشتر از هزار سال به وقت شما ... به وقت خودم امشب تا فردا *** تازه فهميدم سرچشمه ی اينهمه ظلم و ظلمت از کجاست؟ خدا به معيار خودش هزار سال می شود که خوابيده من و ما به معيار خود چند صباحی بيداریم و درد می کشیم
****** اگر به خانه من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیاور و یک دریچه که از آن به ازدحام کوچه تاریک بنگرم
۲۴ بهمن سالگرد عروج فروغ فرخزاد را گرامی بداریم
مراسم خاکسپاری فروغ در قبرستان ظهیر الدوله در ۲۶ بهمن ماه ۱۳۴۵
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 20 بهمن1385ساعت 9:14 بعد از ظهر توسط ج. شریفیان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
اشعار و بعضی از نقاشی هایم
××××××××××××××××× قابل توجه بازدید کنندگان محترم: استفاده از مطالب در وبلاگهای دیگر آزاد است البته اگر منبع ذکر شود سپاسگزار خواهم بود. |
|
RSS
|