![]() |
![]() |
|
| ای کاش می توانستم تو باشم... اگر می توانستم تو باشم ... تمام جهان بودم.... |
|
دوبخش ازشعر بلند با خودم هستم یک با بلمی بافته از رویا به دنبال کدام دریای بی کوسه ای بگو دوباره بگو بدنبال کدام سرابی کدام آسمان آبی کدام شنزار بی خار و خس کدام وادی بی عسس با تو نیستم با خودم هستم ****** کدام جهنم در روبروست کدام بهشت گمشده را پشت سر گذاشته ای کدامشان را بیشتر دوست داری.. عشق؟ نفرت؟ غرور؟ تعصب؟ با تو نیستم با خودم هستم ****** نمی دانم کجای جهانی اگر می دانستم پیدایت می کردم و عاشقانه ترین شعری را که عاشق ترین انسان سروده بود آویزه گوشت می گردم پشت سکوت نگاهت خورشید را نقاشی می کردم روبروی پنجره ام صدای تو را با تو نیستم با خودم هستم ****** دو سبکبال مثل پروانه می پری و خال بالت آسمان روبرو را تاریک می کند با تو نیستم با خودم هستم ****** بگونه ای نامت را بر زبان می آورند که عاشق خودت می شوی بگونه به پرخاش بر می خیزند که از خودت بدت می آید بگونه ای غریب افتاده آسمان که دنبال گوری کهنه می گردی با تو نیستم با خودم هستم ****** غرق می شدی در عرق کنار خیابان و زیر آسمان آتش گذاشتند غرق شوی تا پس از غرق شدنت دستت را بگیرند و همیشه برای خواب همیشگی ات لالائی بگویند با تو نیستم با خودم هستم ادامه دارد.... ( ازکتاب ستاره های عاشق )
****
پ. ن.
چند عکس از برف امسال تهران
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 20 دی1385ساعت 8:49 بعد از ظهر توسط ج. شریفیان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
اشعار و بعضی از نقاشی هایم
××××××××××××××××× قابل توجه بازدید کنندگان محترم: استفاده از مطالب در وبلاگهای دیگر آزاد است البته اگر منبع ذکر شود سپاسگزار خواهم بود. |
|
RSS
|