![]() |
![]() |
|
| ای کاش می توانستم تو باشم... اگر می توانستم تو باشم ... تمام جهان بودم.... |
|
نور و سایه *** تقدیم به نسیم و محسن ***
سایه به دیوار یعنی چراغی هنوز هست
نور هم سایه دارد اگر در برابر نوری درخشان تر قرار بگیرد
نور و تاریکی توامان دوگانه اند همزادند نور خدا شد تاریکی شیطان
نیمه روشن ماه که سایه می خورد و سیاه می شود و سیاهی بیشتر هلال می شود و زیبا تر
امتزاج سیاهی و سفیدی بر پهنای پهناور کاغذ تا تصویری طبیعی به چشم بیاید همه اش من همه اش تو من سیاهی مداد شمعی سیاه تو سفیدی شعله ی شمعی
شعله ی شمع هرچقدر کوچک باشد بزرگترین فریاد است برای دادن پیامی روشن شب تنهاییم بزرگ و سیاه است نیم نگاه روشن کوچکت را از این سیاهی دریغ مکن
سیب را به دست تو دیدم نیمش روشن بو نیم دیگرش تاریک
عقربه های ساعت مچیم از مدار تاریکی گذشته اند روز هنوز دست تکان می دهد برایم
ساعت سایه را به دیوار میزان کن تا به نور برسی پنجشنبه ۱۸/۸/۱۳۸۵
**** پ.ن ۱ برای شنیدن هر شعر روی نام آن کلیک کنید **** پ.ن ۲
از مزایای SMS دریافت این رباعی زیبا از سوی عزیزی است گل کرده دوباره حال باران بر من گسترده فرشته بال باران بر من با چتر بیا امشب و با چتر برو چون می رود احتمال باران بر من
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 21 آبان1385ساعت 2:25 بعد از ظهر توسط ج. شریفیان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
اشعار و بعضی از نقاشی هایم
××××××××××××××××× قابل توجه بازدید کنندگان محترم: استفاده از مطالب در وبلاگهای دیگر آزاد است البته اگر منبع ذکر شود سپاسگزار خواهم بود. |
|
RSS
|