![]() |
![]() |
|
| ای کاش می توانستم تو باشم... اگر می توانستم تو باشم ... تمام جهان بودم.... |
|
ابرهای نیلوفری
![]()
اگر دوباره مثل آن تپه گوشه آن آسمان در مسیر عبور آنهمه ستاره و سیاهچال و کهکشان غریب و خسته و از دسترس بدور افتاده باشم چه؟ یا میان ازدحام این بزرگراه بی سر و ته که از شمال تا جنوب و مشرق را تا مغرب خط خطی کرده و با نتی خاموش که روز و شب دور سرم می چرخد و گرمم می شود تا به ساعتی بعد به سرما چه معنی دارد؟ ......... منو بو کن به سادگیم تو خو کن دستمو بگیر تو دستت هر چه خواستی آرزو کن ( * ) …….. این نت ناتمام کی تمام میشود؟ شاید پس از اینکه در مسیر آنهمه کهکشان گوشه آن آسمان مثل آن تپه یا پس از سرکشیدن یک لیوان خالی آب ******** مگر قرار بر این نبوده که دریا دوباره شکاف بردارد؟ و فرعون ها را دوباره گم کنیم و دوباره به شانزده سالگی و به عشق بنشینیم تا به خدا برسیم پس بیا فقط برای یک بار لباسی از نیلوفر بپوش کنار کوچه نیلوفر نبش خیابان آسمان منتظرم باش وقتی که ابرها نیلوفری شدند جواد شریفیان۱۳/۷/۱۳۸۵
![]()
پ.ن. ( ۱ ) اخیرا سی دی آلبومی از خواننده ای با سبکی جدید و دلنشین بنام « زیبا شیرازی »
به دستم رسیده که ۴ سطر سبز رنگ بخشی از تصنیفی از این آلبوم است. اگر موفق به آپلود
آهنگ شدم لینک آنرا در این پست می گذارم
پ.ن. ( ۲ ) : همه در غم از دست دادن شاعر و طنز نویس خوب کشورمان زنده یاد ** عمران صلاحی ** به سوگ می نشینیم
![]() از راست : زنده یاد عمران صلاحی » من و زنده یاد م. آزاد که سال پیش عروج کرد |
|
+ نوشته شده در
شنبه 15 مهر1385ساعت 2:19 بعد از ظهر توسط ج. شریفیان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
اشعار و بعضی از نقاشی هایم
××××××××××××××××× قابل توجه بازدید کنندگان محترم: استفاده از مطالب در وبلاگهای دیگر آزاد است البته اگر منبع ذکر شود سپاسگزار خواهم بود. |
|
RSS
|