![]() |
![]() |
|
| ای کاش می توانستم تو باشم... اگر می توانستم تو باشم ... تمام جهان بودم.... |
|
عشق و خدا و رنج گفتي تمام مي شود گفتم تمام شد
گفتي عبور مي كند گفتم عبور كرد از ابرهاي به باران نشسته پرسيدم *** در سكوت نشستند رقص برگهاي زرد پائيزي هم را كنار پياده رو ديدم و پله هايي كه ذوب مي شدند و پله هاي برقي *** هنوز كنار خيابان بودم كه گفتم تمام مي شود گفتي تمام شد *** هميشه نصف و نيم خنديديم هميشه نصف و نيمه گريستيم هميشه ذهنم آخر را از اول نيمه اول را هم از آخر *** آه آهن آهنگر *** بجاي اينكه مزرعه را سبز آهن پاره اي به دست گرفتيم بر سر يكديگر تا بر چمن سبز خون سرخ جاري شود و باز بجاي سبز سرخ و باز مثل روز اول نصف و نيمه خنديديم *** هميشه اول از آخر شروع مي شود اگر بتوانم دستهاي كالم را ميان گلدان پشت پنجره مي كارم گلدان پشت پنجره فردا را اما باد با وزيدن كوچكي شكسته *** آشفته ام نه از هميشه بيشتر برگهاي اولين روزهاي آخرين ماه پائيزي اما هم به نهايت زردي نشسته اند *** گفتي تمام مي شود گفته بودم سه گانه عشق و خدا و رنج هرگز تمام نمي شود
2/9/1386 هندسه ی پنجم آذرماه توازن گردش آسمان و زمین بهم می خورد وقتی که قطر دایره ی اشکت از طول خنده ات بزرگتر می شود *** مربع عشق مثلث نفرت را محاط می کند دایره ی لبخندت احساس می کنم بر مربع عشق محیط شده *** پنجم آذرماه است دیروز و فردا را رها کن امروز رابرای همیشه به ریسمان خاطره بسپار *** شعرم گم شد میان شعرهای گمشده سرگردان بودم حضور آبی ات راه را نشانم داد *** زندگی گاهی بی معناست زیستن معمائی دیگر درس هندسه آواز دلنشین رهگذری بود که به سالیان و به سالیان و به سالیان و دیگر نیست *** انگار کن که از ابرها بالاتری از بالا نگاه کن رنجهایت کوچک می شوند انگار کن که دانه ی شنی هستی از پایین به شادیهایت نگاه کن چقدر بزرگند!!! *** نگو نمی دانم نیست نمی شود نمی توانم بال توانستن را به دوش بنه و همیشه یادت باشد خدا از نبودن شروع کرد و توانست و گیتی را آفرید و ترا و شعر مرا گم کرد تا شعری بلند تر بنویسم *** نگو نمی دانم و نمی توانم خدا نیستی اما اگر بخواهی دنیای زیبایی را.... نون نفی را وقتی که بار منفی دارد فراموش کن *** دو خط موازی همیشه موازی نیستند اگر او بخواهد به هم می رسند و بیاد داشته باش که عشق درس اول هندسه است حتی اگر مثلث را دوست نداشته باشی .... مثلث سه ضلع دارد مربع چهار ضلع ستاره پنج ضلع متقاطع امروز هم که پنجم آذرماه است *** شعاع دایره ی لبخندت را بزرگ کن شعاع قطره ی اشکت را بسوی صفر میل بده و زاویه ی نگاهت را بسوی خدا 360 درجه انگار نه با تو هستم نه با خودم با فرشته ای هستم که خوابهایم را هرشب طلایی می کند و باز یادمان باشد مثلث سه ضلع دارد مربع چهار و ستاره پنج دایره ضلع ندارد ولی همیشه خندان است 5/9/1386 *** پ.ن. خطاي چشم تصوير زير و توضيح آن توسط يكي از اعضاء به ستاره هاي عاشق ارسال شد.
اگر به تصوير خيره شويد مشاهده مي كنيد لكه هاي ارغواني رنگ به ترتيب محو مي شوند و بجايش لكه سبزي ظاهر مي شود. اگر دقيقاً به علامت + خيره شويد و منتظر بمانيد بعد از مدتي لكه هاي ارغواني كاملاً محو مي شوند و شما فقط حركت لكه سبز را درمسیری دايره ای مشاهده مي كنيد. چرا چنين است؟ رنگ (نور) ارغواني و سبز مكمل يكديگر هستند. بعبارت ديگر تركيب اين دو ، نور سفيد مي شود. يا اگر از نور سفيد نور ارغواني را حذف كنيم مكمل آن نور سبز را مشاهده خواهيم كرد. علت ظهور لكه سبز رنگ آنست كه سلولهاي عصبي خاصي كه مدت كوتاهي نور ارغواني را مي بينند، حساسيت خود را نسبت به آن رنگ از دست مي دهند و در اثر محو شدن آن بجاي رنگ سفيد، رنگ سبز را مي بينيد. در صورتي كه رنگ سبزي وجود ندارد. حالا اگر مدت زمان طولاني فقط به يك نقطه(+) خيره شويد، سلولهايي كه مدت زيادي لكه هاي ارغواني را ديده اند، نسبت به اين رنگ حساسيت خود را ازدست داده و اصلاً آن را نمي بينند. در عوض رنگ مجازي سبز را مشاهده خواهيد كرد. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 11 آذر1386ساعت 5:33 بعد از ظهر توسط ج. شریفیان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
اشعار و بعضی از نقاشی هایم
××××××××××××××××× قابل توجه بازدید کنندگان محترم: استفاده از مطالب در وبلاگهای دیگر آزاد است البته اگر منبع ذکر شود سپاسگزار خواهم بود. |
|
RSS
|