![]() |
![]() |
|
| ای کاش می توانستم تو باشم... اگر می توانستم تو باشم ... تمام جهان بودم.... |
|
مرداد ای رهگذر ای جانت از رویای آب یخ زده لبریز این سو اگر میل است به رفتن بدان که راهی ست بس هموار نه اش باطلاقی هست نه اش کوهی مقابل و نه دریایی تا بیکران در زیر پایت جاده ای هموار و بر سرت خورشید آتشبار *** ای رهگذر آنسو ترا چاهی ست اندر پیش چاهی اگر چه قلبش از سنگ است - سنگی سیاه و تیره - اما دل سنگش چو بشکافی آبی زلال و سرد می خواند به خویشت می گردد پذیرایت *** آنان که می گفتند : " راه از چاه بهتر " گفتند و رفتند اما خبرشان بود آیا ؟ از دوزخ مرداد امسال امسال نه هر سال هر سالی که می آید *** ای رهگذر آگاه صحبت ز مرداد است و مردن - مرگ از گرما - در ابتدای جاده می گویم که : این سو راه این سو چاه این هم عمود آفتاب تفته و بدخواه اندیشه کن کوتاه
مرداد ۱۳۴۷ توضیح : ا - به بهانه گرم شدن هوا در آخرین روزهای مرداد ۲ - تابستان سال ۱۳۴۷ که برای کنکور از شهرستان به تهران آمده بودم و با بعد راهها و گرمای طاقت فرسا هنوز بیگانه بودم، این شعر را سرودم. **** پ.ن. ۱ چند لینک موسیقی از اپرای کارمن ****** پ.ن.۲ ا عوذب ا... من نفسیخ دا روزی بعضی از شما را از بعضی دیگر افزون کرده است. پس آنانکه فزونی یافته اند،آیا از روزی خود به بندگان خویش نمی دهند تا همه در روزی یکسان شوند؟ (سوره نحل آیه 71) http://faryadesabz.blogfa.com/post-13.aspx
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 26 مرداد1386ساعت 5:23 بعد از ظهر توسط ج. شریفیان |
|
|
پروانه و خورشيد
از چشم پروانه خورشيد دوست داشتني و باورنكردني است از چشم خورشيد پروانه
خورشيد پشت پنجره پروانه پشت پنجره من در خواب خورشيد و پنجره و پروانه دوست داشتني چرا نمي شوم در چشم ماهي -پروانه- -خورشيد- چقدر وحشت مي كند پروانه در طلوع غروب وقتي فقط مرا پشت پنجره مي بيند
پنجره خورشيد را مي بندي هزار شمع روشن مي كني پروانه اما – يخ زده از سرما پشت شيشه پنجره پروانه خواندن و نوشتن نمي تواند پريدن را اما... پروانه باش كوتاه به زيستن اما دوست داشتني خورشيد دارد غروب مي كند نگاهم در جستجوي كوچكترين خورشيد است و بزرگترين پروانه
چشم پروانه كوچك است آسمانش اما از سياهي خال بالش بزرگتر به جستجوي خورشيد باش و آفتاب گردان و پروانه كه آفتابگردان را بال ندارم وگرنه پروانه مي شدم براي نزديكتر شدن به خورشيد پروانه چشمهايش را روي بالهايش نقاشي كرده آسمان را آبي كن خوابت را مهتابي كن اگر هنوز عاشق رقص پروانه ی پشت پنجره هستي
آفتاب هميشه است رهايش كن لكه ابر كوچك را ببين و عبور پروانه را بر قاب پنجره پروانه در خيال خود فرزانه در خيال خود تو اما خيال را رها كن زمان گذشت
پيله خواب پروانه پروانه خواب پيله من و تو و خدا هم خواب يكديگر را چند بار حسرت پروانه به رنگين كمان رنگين كمان به رنگ بال پروانه پروانه مي پرد خورشيد مي تابد شب سر آمدن ندارد
******** پ.ن ۱
شامگاه ۱۶/۵/۸۶ ابر برای بارش نیامده بود کاغذ سفیدی شد که اسم ترا بر آن بنویسم *** نهال خاطره هایم را با چشم آب می دهم تا درخت تنومندی شود تا در سایه اش بخوابم فکر می کنم که فردا از امروز و هنوز و همیشه برای گفتن دیر تر است *** وقتی که مرگ دق الباب می کند برای نوشتن شتاب می گیرم .. وقتی که تو نمی شنوی نمی خوانی پا سست می کنم و مداد را نجار وار پشت گوش می گذارم *** سهم من و تو از ثانیه های باقی مانده چقدر است مگر که به نفرت بگذرد ... فراموش کن *** بال اعتماد سنگین شده سبکبالی خدا را صدا بزن **** پ.ن.۲ ویدئو کلیپ های دیدنی ( با تشکر از دوست گرامی خانم هاله میرزایی که با ایمیل این لینکها را فرستادند )
سایر لینک ها میدان ونک از دید دوربین گوگل ( فرستنده یاقوت سبز ) سایت صورتحساب تلفن همراه ( فرستنده یاقوت سبز ) |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 16 مرداد1386ساعت 7:15 بعد از ظهر توسط ج. شریفیان |
|
|
یه مناسبت هفتمین سالگرد عروج زنده یاد احمد شاملو ( ۶/۵/۱۳۷۹ امامزاده طاهر کرج ) تولدی دیگر برای احمد شاملو و هوشنگ گلشیری هنوز حساب میز را نپرداخته ام شماره میز از هزار بالا می زند شماره میز را از پیش رقم زده اند هزار و سیصد و هفتاد و نه تامل کنید راه بدهید تا شاعر " لباس نو بپوشد " باید به دوستان برسد به نصرت و هوشنگ و با پای قطع شده دوباره بگوید از این کسالت مزمن خسته ام از این عفونت از این نفرت از این سال سال بد سال باد سال اشک سال شک سال کبیسه تقویم را از روبه رویش بردارید صندلی چرخدارش را رو به روی افق بگذارید از خرداد تا مرداد چه قدر عشق کشته شد چند پرنده چند شاعر چند قصه نویس باید بمیرد تا سال کبیسه به آخر رسد *** ریشه در استخوانم دارد ترانه های کوچک غربت پیش از آن که بمیرم هزار مرگ را گریسته ام وارطان مرتضی خسرو صدای افتادن و زخمی شدن هر سیب از بهشت مرا راند دنبال سیب سرخم می گردم راستی سیب سرخم کجاست؟ *** با پای بریده پریدم پرش آسان نبود پشت کرد به من آسمان کودکی شدم در اعماق به قدری عاشق بودم که دنبال تابوت خودم افتادم و هنوز نمی دانم چه کسی برای نبودنم سینه چاک می دهد *** صندلی چرخدار دنبال صاحبش می گشت عاشقان سوگوار سربی کلمات سیاهش را به سر کشیده بودند یک روز با پای خسته آمده بود از آئینه ای که گرد نفرت داشت به جادوی کلا آئینه ای آفرید که غایت عشق بود پس آن گاه خطی بر آسمان عشق کشید و نهان شد *** آزادی یعنی این پرنده های محبوس از قفس گریخته اند احمد و هوشنگ برای ما حسرتی به جا مانده کاش دنیای تازه شان را می دیدیم *** ابراهیم وار پا به آتش گذاشتند گلستان شد برای همین ردای سیاه را از سر بر می داریم ۱۳۷۹/۵/۳ ****
دو لینک از اشعار شاملو با صدای خودش روز قصیده ی بلند بامدادی را ....
مرگ را دیده ام من مرگ را دیده ام من در دیداری غمناک من مرگ را به دست سوده ام ... من مرگ زیسته ام با آوازی غمناک ...غمناک و به عمری سخت دراز و سخت فرساینده برای ادامه شعر روی ادامه مطلب کلیک کنید *** پ.ن.۱ *** پ.ن. ۲ صفحه نظرات پرشین بلاگ را چگونه باز کنیم ؟ مدتی است که دامنه "کام" پرشین بلاگ به علت هک شدن به " آی آر " تغییر یافته و دوستان برای نظر دادن در این سایت با مشکل مواجهه هستند. زیرا صفحه ی نظرات برای بعضی از وبلاگها باز نمی شود . برای باز شدن صفحه نظرات به روش زیر عمل کنید: ۱- طبق معمول روی نظر ها کلیک کنید. ۲- اگر باز نشد، یعنی صفحه ای با نوشته ی Page Can not be displayed باز شد روی آن کلیک راست کنید. ۳- از منوی باز شده گزینه ی Properties را انتخاب کنید و از ( Address(URL ) آدرس صفحه ( مثلا : http://commenting.persianblog.com/ucomments.asp?id=7014851 ) را انتخاب و کپی کنید ( کلیک راست و کلیک روی کپی ) . ۴- در آدرس بار یک صفحه جدید اینترنت اکسپلورر آدرس فوق را پیست کنید . ۵- در آدرس فوق com را به ir تغییر دهید . ۶- پس از فشار دکمه Enter صفحه ی نظرات باز می شود. از نازنین عزیز که این روش را برای باز کردن نظرات پیدا کردند قدردانی می شود .
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه 5 مرداد1386ساعت 7:26 بعد از ظهر توسط ج. شریفیان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
اشعار و بعضی از نقاشی هایم
××××××××××××××××× قابل توجه بازدید کنندگان محترم: استفاده از مطالب در وبلاگهای دیگر آزاد است البته اگر منبع ذکر شود سپاسگزار خواهم بود. |
|
RSS
|