تبليغاتX
خشونت دنیا یادم داد دوست بدارم
ای کاش می توانستم تو باشم... اگر می توانستم تو باشم ... تمام جهان بودم....

بهاریه در پائیز

  

جامه ی نو کن  ز در بهار می آید

پرده مپوشان که یرده دار می آید

 نیزه زمین زن سپر به زاویه بسپار

رستم دستان به کار زار می آید

باغ به آتش فکن که آن گل وحشی

لاله شد و باز داغدار می آید

جلگه اگر می شوی ببارد باران

خسته اگر می شوی سوار می اید

گنج طلب گر کنی نمی رسدت هیچ

نیم اگر خواستی هزار می آید

سبزه می آید به قصد زردی پائیز

یار در اندیشه ی فرار می اید

آنقدرم مانده تا بمانم خاموش

جان که فراموش شد قرار می آید

درد امان گر دهد به زاویه ی دهر

سرخی سوسن به سبزه زار می آید

هرچه نظر می کنم نظاره توئی تو

هر چه گذر .... چهره ی نگار می آید

بیش منه بند بر گلوی کبوتر

بیش نوازش مکن که خار می آید

سنگ منم پیش پای خلق فتاده

عشق تویی عشق بی شمار می آید

ابرم و اندیشه ی چکاندن باران

قطره ی باران مگر به کار می آید ؟

*****

 

 

هر سو نظر شد نگاه تو آمد

آن دیده ی دل سیاه تو امد

آنقدر گفتم که سنگ تو خندید

آنقدر مردم که ماه تو آمد

آنقدر رفتم که مدهوش گشتم

یاور نداری که شاه تو آمد

لرزیدم از سوز سرمای پائیز

خورشید گرم نگاه تو آمد

بی گاه بودم نگاه تو تابید

بی راهه بودم که راه تو آمد

غرق گناهم چو دیدی رمیدی

کشتی شدم غرقگاه تو آمد

من می روم تا بگیرم بخوابم

شاید که پشت و پناه تو آمد 

*******

پ.ن. ۱

شعر بهاری در پائیز را اوایل پائیز می خواستم پست کنم که

 لای دست نوشته هایم گم شده بود و دیدم هنوز فرصت هست که تقدیم دوستان کنم

*****

پ.ن ۲

لینک پاور پوینت با اشکهایم

لینک فلش با استاد

***

پ.ن. ۳

نقاشی از خودم - رنگ روغن روی مقوا- ۳۰در ۴۰ سانتیمتر - ۱۳۴۸

گوشه ای از اطاقم در کوی دانشگاه تهران - امیر آباد شمالی

***

پ.ن ۴

لینکهای صوتی پست های قبل که باز نمی شدند با آپلود مجدد در سایتی دیگر

قابل شنیدن هستند

پ.ن ۵

مصیبت واره به نرگسی عزیز را به ایشان و خانواده ی محترم

 تسلیت می گویم و برای آن مرحومه طلب مغفرت و برای

 بازماندگان طول عمر و شکیبایی از درگاه خداوند متعال خواستارم

تاخیر در اطلاع رسانی بخاطر باز نشدن بلاگفا بوده است

+ نوشته شده در  یکشنبه 28 آبان1385ساعت 1:34 بعد از ظهر  توسط ج. شریفیان | 

رویای نیم شبی پائیزی

خواب می دیدم خدا

الهه گرما بود

سردم بود

پتوی نوازش بر سرم کشید

برای اینکه دوباره بدنبال خوابهایم بگردم

***

خوابم پریده بود

اما تو هم رفته بودی و خدا هم

و من مانده بودم و زمهریر پائیزی

***

هنوز خواب می دیدم

ستاره ای دیدم

به شوق پریدن

تو بودی یا من

یادم نیست

خاطره ی خواب

آب می شود

در هرم هنوز نیامده ی آفتاب

***

از پنجره بالا پریدم و بالا تر رفتم

مثل ماهی/ پرنده ای بر اقیانوس آسمان شنا کردم

گاهی اول شخص مفرد می شدم

به ثانیه ای دیگر

سوم شخص جمع

جایتان خالی

میان من و تو و او و ما و ایشان

و آسمان و کهکشان

بار خلواره ای در بذر کهنه ای مخفی بود

تا جوانه ای زند

برای برگ کوچک شبدری شدن

که فراموشش کنی

***

رویا تمام شد و من بیدار

برگ کاغذی بر داشتم

برآن پله ای نقاشی کردم

بر پایین پله منتظر نشستم

مگر خدا از بالای پله ظاهر شود

زمانی طولانی گذشت و انتظار به سر آمد

برای رفتن بسوی خانه براه افتادم

پایم به شاخه ی شکسته ی درختی خورد

افتادم و برخاستم

روبرویم فرشته ای را دیدم

که کاغذ سفیدی به دست دارد

و دارد پلکانی را نقاشی می کند و مرا که کز کرده ام از سرما بر پایین پله

و نور از بالای پلکان برای گرم کردن من بسوی پایین آبشار وار جریان دارد

***

هنوز خواب بودم

هنوز رنگ شیری خواب را می دیدم

و بر زمینه ی آسمان

بال می زدم تا از سر دلتنگی بسرایم

هزاره ای گذشت

بیدار شدم و شعری نوشتم

دیگر نه خودم بودم نه خوابم نه خاطره

اما هنوز خواب خدا را می دیدم

الهه گرما

و من هنوز از سرما می لرزیدم

****

پ.ن

چند تصنیف زیبا از زیبا شیرازی

شماره ا

شماره ۲

شماره ۳

شماره ۴

شماره ۵

شماره ۶

شماره ۷

شماره 8

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 25 آبان1385ساعت 1:20 بعد از ظهر  توسط ج. شریفیان | 

Image hosting by TinyPic

نور و سایه

*** تقدیم به نسیم و محسن ***

 

سایه به دیوار

یعنی

چراغی هنوز هست

 

Image hosting by TinyPic

نور هم سایه دارد

اگر در برابر نوری درخشان تر

 قرار بگیرد

نور و تاریکی

توامان دوگانه اند

همزادند

نور خدا شد

تاریکی شیطان

 

نیمه روشن ماه

که سایه می خورد و سیاه می شود

و سیاهی بیشتر

هلال می شود

و زیبا تر

امتزاج سیاهی و سفیدی

بر پهنای پهناور کاغذ

تا تصویری طبیعی به چشم بیاید

Image hosting by TinyPic

همه اش من

همه اش تو

من سیاهی مداد شمعی سیاه

تو سفیدی شعله ی شمعی

شعله ی شمع

هرچقدر کوچک باشد

بزرگترین فریاد است

برای دادن پیامی روشن

Image hosting by TinyPic 

شب تنهاییم بزرگ و سیاه است

نیم نگاه روشن کوچکت را

از این سیاهی دریغ مکن

سیب را به دست تو دیدم

نیمش روشن بو

نیم دیگرش تاریک

 

عقربه های ساعت مچیم

 از مدار تاریکی گذشته اند

روز هنوز

دست تکان می دهد برایم

ساعت سایه را به دیوار

میزان کن

تا به نور برسی

پنجشنبه ۱۸/۸/۱۳۸۵

****

پ.ن ۱

برای شنیدن هر شعر روی نام آن کلیک کنید

حرکتی میان دو نقطه

18- با خودم هستم (1 )

19- با خودم هستم ( 2 )

20- با خودم هستم ( 3 )

21- با خودم هستم ( 4 )

****

پ.ن ۲ 

از مزایای  SMS  دریافت این رباعی زیبا از سوی عزیزی است

گل کرده دوباره حال باران بر من

گسترده فرشته بال باران بر من

با چتر بیا امشب و با چتر برو

چون می رود احتمال باران بر من

 myspace layouts, myspace codes, glitter graphics

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 21 آبان1385ساعت 2:25 بعد از ظهر  توسط ج. شریفیان | 

شکست سکوت

< يك >

  

یادم باشد بگویم

بارش اشک

همان شکوفه لبخند است

فقط خدا زاویه اش را

به اندازه نیم صفحه چرخانده است

 

یادم بینداز بگویم

عشق همان نفرت است

عشق من به خوبی خدا

نفرت خدا از پلیدی من

 

یادم بیاور بگویم

سکوت همان فریاد است

باژگونه شده

تا آرامش شما را بهم نزند

 

یادم نمی رود بگویم

هق هق همان قهقهه است

حروفش سر و ته شده

بیاد کمتر دارم دومی را

اولی را اما بسیار

 

و دست آخر یادم آمد بگویم

امشب عجب باد و بارانی بود

نهال خاطره اش را در باغچه خیال شما مي كارم

تا اگر نبودم

بجای من و برای همیشه حفظش کنید

ساعت ۲۰  سه شنبه ۱۶ آبان ۱۳۸۵ 

 

< دو >

 

دنبال واژه ی نابی می گردم

برای تکرار نام مقدس خدا

یافته ام

بر زبان نمی آورم

بهتر از آنکه یافته ام

اگرپیدا کردی

از گفتن دریغ مکن

 

 

می خواهم نماز بخوانم

قبله کدام جانب است

من که در هر شش جهت خدا را می بینم

اما نمی دانم خانه اش کجاست

منیریه ؟

سمت کوه دماوند؟

سلطنت آباد یا جوادیه؟

اگر پیدا کردی

از گفتن دریغ مکن

 

صدای ساز  سکوت می آید

به همراه بوی یاس

صدای سازی دیگر

یا بوی گلی دیگر را

اگر پیدا کردی

از گفتن دریغ مکن

 

۱۴/۸/۱۳۸۵ 

 

*******

پ.ن. ۱

پس از انتخاب عنوان این شعر

یادم افتاد که بگویم 

« شکست سکوت » عنوان  کتابی از کارو است

 نمی دانم هنوز هست یا به میهمانی خدا رفته

باور کن پس از رفتن

مهمانی واقعی تازه شروع می شود 

*****

پ.ن. ۲

حضرت مولانا از نگاه من

اینهم یکی از ناب ترین غزلهای مولانا

آن نفسی که با خودی یار چو خار آیدت/وان نفسی که بی خودی یار چکار آیدت
آن نفسی که با خودی خودتو شکارپشه ای/وان نفسی که بی خودی پیل شکار آیدت
آن نفسی که با خودی بسته  ابر غصه ای /وان نفسی که بی خودی مه به کنا آیدت
آن نفسی که با خودی یار کناره می کند/وان نفسی که بی خودی باده ی یارآیدت
آن نفسی که باخودی همچوخزان فسرده ای/وان نفسی که بی خودی دی چوبهار آیدت
جمله ی بی قرارت از طلب قرار تست/طالب بی قرار شو تا که قرار آیدت
جمله ی نا گوارشت از طلب گوارش است/ترک گوارش ار کنی زهر گوار آیدت
جمله ی بی مرادیت از طلب مراد تست/ورنه همه ی مرادها همچو نثار آیدت
عاشق جور یار شو عاشق مهر یار نی/تا که نگار نازگر عاشق زار آیدت
خسرو شرق شمس الدین از تبریز چون رسد/از مه و از ستاره ها والله عار آیدت

****

پ.ن. ۳

برای شنیدن هریک از شعرها روی اسم شعر کلیک کنید
 
 
 
 
 
 
 ****
 
پ.ن. ۴
 
حیفم آمد کامنت زیبای آزاده عزیز را بر این پست اینجا نگذارم:

یادم باشد جواب کین را با کمتر از مهر و جواب
دو رنگی را با کمتر از صداقت ندهم...

یادم باشد از چشمه، درسِِ خروش بگیرم
و از آسمان درسِ پـاک زیستن
یادم باشد سنگ خیلی تنهاست…

یادم باشد گره تنهایی و دلتنگی هر کس
فقط به دست دل خودش باز می شود!...

یادم باشد...
+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 آبان1385ساعت 4:23 بعد از ظهر  توسط ج. شریفیان | 

 

 

پاییز به نیمه رسیده اما

هنوز برگهای سز

بر شاخه ها

جلوه گرند

***

من هم

دارم  زرد می شوم

اما با دیدن سبزینه ها هنوز شاد

 

پ.ن. ۱

برای شنیدن هریک از شعرها روی اسم شعر کلیک کنید
 
 
 
شعری برای گم شدن ( مرثیه برای شاملو  گلسیری  و ... ) 
 
 
***** 
 
پ.ن. ۲
 
 

بجای گلی سرخ

سیبی سرخ به دستت می دهم

برای اینکه از بهشت برانیم

اولین برف امسال

        

صدای تیک تاک ساعت مچیم

مثل صدای تیک تاک ساعت قلبم

بیشتر شده

جایی گفته بودم ۸۶

شاید هم ۸۵

+ نوشته شده در  دوشنبه 15 آبان1385ساعت 1:27 بعد از ظهر  توسط ج. شریفیان | 

 

دوست داشتن یعنی


دوست داشتن یعنی
گلی به دستت می دهم
تا دروازه ای  به گلستانی بگشائی
 


 
آینه های موازی
دوست داشتنم را
 وسعت می دهند

 
 دوست داشتنی
چرا نمی شوم
در چشم ماهی ؟
  

 

 
عقربه که تند تر می چرخد
دوست داشتنم
گر می گیرد

 

ازمن مرنج
تلاش کن
دوستت بدارم 
 

  


صدای بارش باران
نمی گذارد بگویم
دوستت دارم

 
از درخت دوست داشتن
اگر می توانی
 پیچک تردید را جداکن

 
درخت تنهائیم را
با دوست داشتن
 تزیین کردم
 

 
همه چیز گران و سخت شده
دوست داشتن فقط
ارزان است و ساده

 
 
تا گل محمدی حسد نورزد
 دوست داشتنت را
 پنهان کردم 
 
 
 
حس دوست داشتن
به قشنگی دوست داشتن نیست
 

 


تا دوستش نداشتم
ندانستم
که دوستش دارم
 

 
چون دوستت دارم
سخت ترین کلام
« دوستت دارم » گفتن است
 

 


دلت می خواهد
دوست بداری یا دوستت بدارند
اگر می خواهی دوست بداری
دوستت دارم

 

    
برای شنیدن هریک از شعرها روی اسم شعر کلیک کنید 
 
 
 
 
 
 
پ.ن.
و اینهم دوست داشتن از زبان یک کودک که توسط ایمیل الان به دستم رسید:
 
 
اگه می خواهی دوست داشتن رو بهتر یاد بگیری ، باید از دوستی که بیشتر از همه ازش متنفری شروع کنی. نیکا  ۷ ساله
 
پ.ن. ۲
 
 

ديروز عكسي از قرص ماه گرفتم و قله دماوند سپيد شده از اولين برف امسال


 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 11 آبان1385ساعت 9:11 قبل از ظهر  توسط ج. شریفیان | 
 
 

باز هم باران

 رنگ آسمان که نارنجی می شود
خیال باریدن دارد
پرنده ی بال شکسته هم
روی زمین خالی خیال خوابیدن
غریبه ای که از کنار من عبور می کند
بی آنکه مرا ببیند
با مرور خاطره ای و قهقهه ای
سکوت شب را می شکند
×××
آسمان امشب
مثل دیشب سر گریستن دارد
بیا به سایبانی پناه ببریم
و بارش باران را با حضور عشق
تماشا کنیم
×××
پیش از اینکه بارش باران تمام شود
شمشادها و سبزه ها
سبز تر شده اند
×××
و فردا دوباره چون همیشه
درخت ها سر به سوی اسمان کشیده اند و نمی دانند
آسمان به شاخه های درختان
با چشم خورشیدیش
نگاه می کند


 

 

تمام تنم به درد می نشیند

وقتی که احساس می کنم دروغ می گویید

وقتی حس می کنم دروغ می شنوم

وقتی که دوست دارید دروغ بگویم و بشنوم

وقتی که دوست ندارم دروغ بشنوم و بگوییم

وقتی نمی توانم مثل شما به راحتی  باشما دروغ بگویم

و مثل شما از سر بی دردی به قهقهه بنشینم

و به پیله ی تنهائیم غوطه ور می شوم

...................

وقتی که پس از اینهمه تلاش

پس از اینهمه باریدن باران پاییزی

رنگین کمان دوست داشتن

دارد

 کمرنگ می شود

***

 تمام وجودم به لرزه می نشیند

وقتی که تنها هستی

وقتی که تنها هستم

وقتی که تنهایی را

با تمام وجود حس می کنم

وقتی که کودک چهار ساله ی درون کسی

من هزار ساله را به ریشخند می نشیند

***

 تمام وجودم را هراس بر می دارد

وقتی که می اندیشم

پشت هر چهره ی فرشته سان شیطانی ست

و عشق را در گورستانها باید دنبال گشت

وقتی که از نردبان دوست داشتن بالا می روم

و به پوچی می رسم

......

وقتی که معیار زندگی

یا زنده بودن

به داد و ستد خلاصه می شود....

***

خواهش می کنم

کلام امشبم را که از سر دلتنگی بود

به هیچ کس مگو

یا با صدای بلند بگو که کسی نشنود

***

تمام تنم سرد می شود

وقتی که گرمی لبخند را بر لبانتان نمی بینم

و فقط قهقهه سر می دهید

از سر خودخواهی

*****

کلام آخر اینکه دوست داشتنم دارد

تحلیل می رود

نه اینکه نفرت جایش را بگیرد

هرگز

...

جای آن چه احساسی شکوفه خواهد زد در قلبم

خدا می داند

شکوفه ی مرگ باشد

شاید 

 پ. ن.

برای شنیدن شعرهای زیر روی اسم آنها کلیک کنید

 

با خورشد و رنج

ستاره ای که پلسار می شود

ستاره های عاشق

برای دوست داشتن دشمن

+ نوشته شده در  جمعه 5 آبان1385ساعت 11:11 بعد از ظهر  توسط ج. شریفیان | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
اشعار و بعضی از نقاشی هایم
×××××××××××××××××

قابل توجه بازدید کنندگان محترم:

استفاده از مطالب در وبلاگهای دیگر آزاد است البته اگر منبع ذکر شود سپاسگزار خواهم بود.

پیوندهای روزانه
احمد شاملو
فروغ فرخزاد
گروه ستاره های عاشق
شعر نو
قرآن، مولوی، حافظ، ....
سایت متا آرشیو
میوبلاگ (موزیک برای وبلاگ)
بازنگار
وبلاگ من ( نازنین )
ستاره های عاشق (وبلاگ قبلی)
خشونت دنیا .... ( وبلاگ جدید )
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1387
شهریور 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
آرشیو موضوعی
ما دیوار نیستیم (آغاز 17/2/1385)
رنگین کمان + ستاره ای که پلسار می شود
چقدر پنجره دارد این اطاق
با اشکهایم
خورشید
چه باغ قشنگی
با آبگینه ای به دست
مناسبت نمی خواهد
حدیث دیگری از عشق
دوست داشتن یعنی
نوعی کوچ
اهداف سایت ادبی تنکا + چند نقاشی از خودم
به آرامي حضور كرم ابريشم
حدیث کوچکی برای دستانت
"5 تابلو معرق"
سلام + حرکتی میان دو نقطه مه به....
احمد شاملو در امامزاده طاهر
پیوندتان مبارک
دو طرح در کنار پنجره
تسلسل سه اتفاق مرتبط با حافظ
به همین سادگی
باز هم به همین سادگی
سه شعر ( پلکان فرود می آید.... )
در راه دیروز به فردا
واگویه هایی در سیاهی شب
پست اول پائیز
کلامی با خدا و عشق
ابرهای نیلوفری
اولین بارش باران پاییزی
متولد ماه مهر
این بار دو غزل
باز هم باران
دوست داشتن یعنی
پاییز به نیمه رسیده اما
شکست سکوت
نور و سایه
رویای نیمه شبی پاییزی
بهاریه در پاییز
درخیابانها و بزرگراه ها
عشق و درد
؟؟؟
سکوت ....
بلور یخی به شکل دلتنگی
شولای من کجاست مادر
انار شکسته
غزلواره ی شب یلدا
سوگنامه هایی برای ماتم بم
پرتقال، درس كلاس اول
بال بال می زنم از نفرت به سوی عشق
با خودم هستم
ادامه ی با خودم هستم
برف آخرین شب دیماه
بازی شب یلدا+احساسم پرکشید
تنگ بلور
کوچکتر از کوچک با بزرگترین
هاشور می زنم روانم را با خنجر دوست داشتن
دلتنگی + از سر دلتنگی
وقتی خدا پیام می دهد
با حرفهایم راه می روم
عید بر عاشقان مبارک باد
سبز + یک شعر +جدول
برای دوست داشتن دشمن+ بدون اینکه بخواهم
برای مانلی + چشم و پنجره و دست
بهار مبارک
برفدانه ها
خشونت دنیا یکساله شد
جمعه چه گذشت
با تیک و تاک تا طلوع فاجعه
سفرنامه کاشان
چهار طرح برای چهار فصل
دلتنگی ها
آرزوهایت را به باد بده+پنجره خورشید
سرود دردهای موازی+سودوکو
خاطره / اتفاق
تولدی دیگر
پروانه و خورشید
مرداد
شهریور + عابر خسته
تابستان که می آید+بادبزن
نقطه ، فاصله ، سر سطر
دقایقی با خدا
درد می کشم
هندسه ستاره و شن
با پلکها
عشق و خدا و رنج+هندسه پنجم آذر
هنوز يلدا جاري است
سور رئال هاي سه گانه
بی بی
کلاغ پر
به موازات ایستاده اند+3 شعر قدیمی
بهار مبارک
مرثیه جویبار
گرسنگان را دریابیم
سر خوردن سندباد روی شیشه
دلتنگی برای شیشه های رنگی
پیوندها
آشنا نوشت
آخرین ترانه ی باران
آسمان آبی
آرام دیار مهر
آنتیک
احمد شاملو
اشراق
افسون
انبوه تنها
ایلیا
این نیز بگذرد
ایوان تماشا
باران آبی
بانوی آسمان
بانوی پنجره های بی تاب
بلور احساس
بنام مهربانترین مهربانان
به اميد وصال
بهار آرزو
بهار خیال
بهار مامان نسترن
بیابان طلب
پریسا در دریای خوشبختی
پله پله تا ملاقات خدا
تنهاترین ستاره
تنهایی باران
چند خط برای خواندن
حباب
حرف دل دو عاشق
حريم دل
حسرت پرواز
خشت خشت دل
خط فاصله
خنزل پنزلهای من
خلوتگاه یک عاشق
خلود
دارم از تو مینویسم
داستانهای زیبا
در آغوش خداوند
دست نوشته هاي يك جادوگر
دمی با او باش
راه راست
رضا نیکوکار...
روایتهای یک انسان سکولار
رويا ، دختر مامان
رها
رياضي و زندگي
زندگی شاید همین باشد
سارینا ( راهب نور )
سایه بی انتها
سایه روشن ( فوتون )
سایه روشن خاطره های دلتنگی
سمانه
شاد بودن
شازده کوچولو
شبانه های بی تو
شب نیلوفری
شپروتکا
شکوفه باغ انار
صبح امید
عاشقانه ( ح ا م د )
عاشقانه های شهاب
عرفان
عشق
عطر گل نرگس
غرق در نور ( مهتاب )
....
غرور
فانوس
فرشته آسمونی
فرشته کوچولو
قفس تنهایی
...
کسی شدن دل می خواهد
کوره زندگی
کیمیاگر کوچک
کیمیای عشق و بیداری
کیمیای همراهی
گل شب بو
گل و خار
گلغزل
لبخند خدا
لحظه های انتظار
....
مجله دیار مهر
مجنون ترین دیوانه ات
محبت ازلی
محمل شکسته
محمد طلا
م ر غ س ح ر
مشکی
معرفی و نقد کتاب
من اشرف مخلوقات
من و خودم
میلاگرس
ناگفته های مهربون ونصفه جون!!
ندای آسمانی
نرگس
نرگسي
نفيسه ( فرشته روي زمين )
نقره های رویا
نگار ( دریای آرام )
نگاه ( الهه )
نگین
نهاوند فر یو
نی لا
...
وب نوشته هاي يک روح سرکش
وبلاگ سونات
وبلاگ من ( نازنین )
وندیداد
همنوا با خلق خدا
هوای خنک استغنا
هوای دیار
هیچکس نمی داندمحبوب من..
یادداشت های یک دیوانه
یادگار دوست
یاس و نرگس
یاقوت سبز
یکی از رهگذران آسمان
یوسف کنعان
.....
فرازمند ( م.ر. بهمنی )
لولیان
ماه بانو
مسافر(سایه)
نیلوفرانه
مهرباني ( خورشيد اميد )
new persia
بنام مکانیک قلبهای تصادفی
تا بینهایت دور
مرا آفرید آنکه دوستم داشت
کوچه ( کاوه )
درد سکوت
تخته سیاه
زبان حال (حسین)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان

 وبلاگ من (نازنین)  (گروه ستاره های عاشق  )  ایوان تماشا(ستاره)  (بهار ِآرزو ...)  (نرگسی  )  (رویا دختر مامان  )  (رویا دختر مامان  )  (فرشته آسمونی )  (کیمیاگر کوچک)  (دیوانه ات مجنون ترین )  (دمی با او باش )  (  لبخند خدا )  (  یاقوت سبز )   خلود  نی لا (دختری از آسمان)   پریسا در دریای خوشبختی  تنها ترین ستاره   نرگس و داداشی   باران آبی   لحظه های انتظار
 
Sudoku Puzzles by SudokuPuzz