![]() |
![]() |
|
| ای کاش می توانستم تو باشم... اگر می توانستم تو باشم ... تمام جهان بودم.... |
|
سرخوردن سندباد روی شیشه
سند باد قصه هاي هزار و يك شب بند از پا رها كرده درست مثل پروانه اي خيابان پريدن دارد *** چقدر براي گم شدن توان رفتن هست تا به نقطه آخر براي شروع ديگر گريزی شاید باشد از شن و باد و افسانه به سرزميني دیگر *** خس خس سينه نمي گذارد آرام تر بخوابم تا بگويم به نوشتن شعری دلخوشم به شنيدن صدائي معتادم و دفتر خاطره ها را پيش از اينكه باز كنم پاره مي كنم *** دفتر خاطراتت را باز كن نام مرا اگر ديدي خط بزن سند باد قصه هاي هزار و يك شب در تدارك آخرين شب است *** مصرع غمگيني از فروغ را هنوز به دوش مي كشم ترجيع بندي هميشگي است « و اين جهان به لانه ماران مانند است» «همچنانكه ترا مي بوسند» «در ذهن خود طناب دار تو را مي بافند» *** كاشي گلدان را آب مي دهم تا كاشي كنار پنجره مرا آب *** به دنبال گلي هستم و قالب شعري که مصرع آخرش را عشق آب مي دهد و بيت اولش كاشي كوچكي که ترك برداشته اول اسفند ۸۶ ************************************ و اما جواب موضوع ۶۴=۶۵ که در پست قبل مطرح شد و در شکل زیر می بینید همانگونه که در اشکال زیر ملاحظه می کنید اگر برش های مربع را کنار هم قرار دهیم مستطیلی درست می شود که شکاف باریکی بین برش ها بوجود می آید. سطح این شکاف یک سانتیمترمربع است یعنی ۶۵=۱+۶۴ . به بیان دیگر خطوط مورب در امتداد هم نیستند.
نمونه دیگری از این نوع مسئله را در شکل می بینید که سطح برش ها در شکل اول ۶۵ و در شکل دوم یکی کمتر یعنی ۶۴ می باشد.دلیل این امر هم مثل مورد بالا این است که خطوط کاملا در امتداد هم قرار نمی گیرند.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 27 خرداد1387ساعت 8:46 بعد از ظهر توسط ج. شریفیان |
|
|
گرسنگان را دریابیم
امشب برای اینکه دو روز بیشتر زندگی کنی یک ساعت از عمرم را به تو می بخشم *** فرداشب برای اینکه دو روز بیشتر زندگی کنی یک ساعت از عمرم را به تو می بخشم *** شبهای دیگر هم برای اینکه دو روز بیشتر زندگی کنی یک ساعت از عمرم را به تو می بخشم . .
با جواب دادن به سوالات در سایت زیر هم زبان یاد بگیرید ، هم به گرسنه ها برنج هدیه کنید
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ممنونم از نرگسی گرامی که این لینک را در وبلاگش معرفی کرد ***
آسمان به ابر نشسته تختم کف خیابان است پایه ندارد خورشید مسخره ام می کند *** آسمان دارد به ابر می نشیند خورشید پشت ابر قهقهه سر داده پایم از لحاف ابر بیرون افتاده سکسکه آسمان شرو شده ماه می گرید *** شروع شرشر باران تخت خواب خیابان را بستم به پیاده رو خزیدم و خوابم برد پیش از سپیده با لگد عابری پریدم و دیدم دوباره آسمان به ابر نشسته ج.شریفیان - شهریور 79 از مجموعه ی " ستاره های عاشق
********** چرا چنین است؟
دلیل این مسئله را در پست بعدی بخوانید
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 26 اردیبهشت1387ساعت 5:0 بعد از ظهر توسط ج. شریفیان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
اشعار و بعضی از نقاشی هایم
××××××××××××××××× قابل توجه بازدید کنندگان محترم: استفاده از مطالب در وبلاگهای دیگر آزاد است البته اگر منبع ذکر شود سپاسگزار خواهم بود. |
|
RSS
|